العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

188

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

راستى كه دانشور مدينه داناتر است از آنها . يمانى گفت : علم دانشور مدينه تا كجا ميرسد ؟ فرمود : تا آنجا كه نياز به پى زدن و فال‌گيرى ندارد بلكه در يك چشم بهمزدن باندازه‌اى كه خورشيد 12 برج و 12 بيابان ، و 12 دريا و 12 جهان را سير كند ميداند ، يمانى گفت : گمان ندارم هيچ دانشورى اين را بداند و بكنه آن برسد ، گويد : سپس يمانى برخاست . توضيح : « در لقب خيرى نيست » يعنى در لقبهاى بد ، و نامبردن آن حضرت براى اظهار كرامت بوده ، يا اينكه غدقن از آن در آغاز است و پس از شهرت عيب ندارد به قصد معرفى و جز آن ، هيجان جانداران نامبرده از نظر طلب جفت است ، فال پرنده از جيغ و پرش آنها است نسبت بآينده خوب يا بد ، جزرى در ( ج 2 - ص 132 ) نهايه گفته : زجر پرنده خوشبينى يابد بينى بپرش آنست مانند ( سانح ) آهوئى كه از سمت چپ آيد و آن را بفال نيك گيرند و ( بارح ) آنكه از سمت راست آيد و آن را بفال بد گيرند ، و اين نوعى از غيب گوئى است ( پايان ) و پى زدن ديد جاى پا است چنانچه ميان عرب معمول بوده براى دانستن راه كسى كه رفته و بكجا رفته چنانچه در شب غار بدنبال پيغمبر رفتند يا استدلال بعلامات و آثار و اوضاع فلكى است براى فهم حوادث آينده « در يك ساعت به اندازه يك ماه » يعنى در يك ساعت به اندازه يك ماه مسافت را پيش بينى مىكند . « تا آنجا است كه پى زنى نميكند » يعنى در دانستن آينده به پى زنى و فال بينى نياز ندارد ، و در يك چشم بهمزدن بعلم خدا داد ، هر آنچه را خورشيد بر آن ميتابد ميداند ، و آن 12 برج آسمانست كه در يك روز ميچرخد يا خود بروج است كه در يك سال ميچرخد و 12 نوع بيابان و دريا و 12 عالم از اصناف خلق چنانچه گذشت و از آن جمله است جابلقا و جابرسا ، و بسا مقصود اينست كه همه اين عوالم را بطىّ الارض ميگردد و مينوردد چنانچه بيايد . 2 - در احتجاج ( 125 ) از سعيد بن جبير كه يك دهقان پارسى امير المؤمنين عليه السّلام را پيشواز كرد و پس از تهنيت گفت : يا امير المؤمنين اخترانى كه بر